![]() |
![]() |
|
| تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا ساختی |
|
من
دو باره برگشتم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:59 توسط مجاهد |
|
|
به نام آنکه در پیشگاهش از کردار خویش پشیمانیم
اولش خیلی به دلم نشست , حرفا حرفای قشنگی بود , درد و مریضی , غم و غصه , ناراحتی و اعصاب خوردی پر و همش آرامش و شادی و عشق و ..... اما فقط اولش اینطور بود , کمی که گذشت هیچ اثری از این وعده ها دیده نشد . کمتر موقعی پیش می آمد که بدون اخم و تخم بریم به سمت شادی و عشق و ..., بچه ها همونی بودن که الان هستن و الان هم همونی هستن که قبلا بودنددر واقع هیچ تغییری رخ نداده . (البته به جز تغیر نام موهبت های الهی که از قبل هم محسوس قابل درک بود ) جالب بود من که از قبلش مشکل زیادی نداشتم حالا موقع ترک دارم اذیت می شم . بماند که خیلی هم دل ندادم , راستش تو کلم نمی ره چیزی را موازات اینی که هستم تازه با حس سبقت بپذیرم . البت منظور حقیر ظاله بودن نیست , من راه بهتری را برای سعادت می شناسم و در گذشته به آن عمل کرده ام و نتیجه گرفته ام و همین یکی از بزرگترین ادله ممانعتم می باشد , شاید دیگر راه نیز درست باشد که من اکنون نمی دانم ولی ایمان دارم آیندگان در موردش قضاوت خواهند کرد و مانیز جزی از این آینده خواهیم بود انشاء الله . ضمنا اطمینان دارم که شما به بیراه نمی روید و اگر در حالت فرض اینطور شود من کسی نیستم که مانع شوم . کلام آخر سر منزل مقصود همه ما سعادت است , هنوز تعریفی از سعادت اخروی ندارم اما سعادت دنیوی را در شاد بودن و عشق داشتن و لذت بردن می بینم. امید است که هردو راه به سعادت منجر گردد. و من الله توفیق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 1:16 توسط مجاهد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روزی از کوچه عیور می کردم بینوایی را دیدم که طلب یاری داشت هیچ نداشتم که به او بدهم کنارش نشستم و تا صبح با او لرزیدم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
یک بام و دو هوا جلوه هایی از نمایش اقتدار اهمیت گربه در مراقبه از مصطفی چمران به علی شریعتی چرا 24 اسفند؟؟؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|