![]() |
![]() |
|
| تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا ساختی |
|
روی دیدار توام نیست , وضو از چه کنم ؟
دیگر این جامه صد وصله رفو از چه کنم ؟ قید هستی , همه جا همره من می آید با چنین نامه سیاهی به تو رو از چه کنم ؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 13:22 توسط مجاهد |
|
|
نمی دانم چند سال گذشت ؟
اما اگر زمانه هم هیچگاه بیاد نیارد که روزگاری از گذشته چند پاکی ..... ایمان دارم که میدان انقلاب و کوی دانشگاه و سردر دانشگاه تهران خوب به یاد می آورند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:43 توسط مجاهد |
|
|
دیروز موتور سواری که قرار بود جنسی را برام بیاره با ناراحتی گفت شرمنده ام میشه سه هزار تومن
گفتم مگه قبلا هزار و پونصد نبود گفت فلانی چی بگم که دلم خونه با یه لیتر بنزین چه باید بکنم ؟ تازه ازدواج کردم کرایه و خرج خونه داره کمرم و می شکونه پرسیدم راستی با یه لیتر بنزین چه می کنی ؟ گفت مجبورم به چسبم به این راننده تاکسی ها تا پنج شیش لیتری اونم پونصد هفتصد هشتصد هرچی که دلش بخواد باید بگیرم . چاره ای نیست تازه بد بختیش اینجاس که همه می گن بنزین که گرون نشده ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 16:41 توسط مجاهد |
|
|
بلاخره به صورت غافلگیرانه توسط دولت فخیمه نهم اعلام سهمیه بندی بنزین شد .
باز هم محمود احمدی نژاد با استفاده از روش تصمیم گیری برق آسای خود توانست شوک عجیبی به به این بدن نیمه جان وارد کند که هنوز نمی توان فهمید این شوک باعث حیات بیشتر می شود یا خیر .البته عکس العمل های مردم در برابر این شوک اگر چه بسیار جای تامل دارد اما می شود گفت اگر مردم از این حرکت خود چه خود جوش و چه سازماندهی شده نتیجه ای هر چند کوچک بگیرند متوجه می شوند که با اتحاد خود می توانند جلوی خواست حکومت بایستند . بیداری مردم در این زمینه بزرگترین خطر برای بقای جمهوری اسلامی می باشد بنابراین بزرگترین و.ظیفه انسانهایی که درک صحیحی ازشرایط دارند آگاه کردن اطرافیان خود می باشدزیرا که اگر جامعه درک درستی از شرایط داشته باشد دیگر در دام تبلیغات بسیار حرفه ای نظام توسط صدا و سیما نخواهند افتاد . یادم نمی رود که بر سر مسئله بنزین در دولت سید محمد خاتمی همین مجلسیان چه کردند .دولت صحبت از هدفمند کردن یارانه ها و درمان اقتصاد بیمار کشور می کرد اما متهم به کاخ نشینی و جدایی از مردم شد. البته نمی شود به آن تعداد از مجلسیان خرده ای گرفت زیرا که لباس نمایندگی مردم برتنشان بسیار گشاد است و امروز در برابر احمدی نژاد کاری جز مدارا ندارند که انجام دهند . اما در مورد طرح سهمیه بندی بنزین که قابلیت لقب احمقانه ترین و بی اندیشه ترین طرح تاریخ را دارد با گفت که مگر می شود که ماشینتان را بعد از اتمام سهمتان کنار خیابانی پارک کنید تا دور بعد سهمیه . از انجایی که دولت کریمه نهم شهامت پذیرفتن تبعات افزایش قیمت بنزین , مخصوصا زمان انتخابات دور دهم را ندارد برای فرار از افزایش قیمت بنزین تن به این طرح کاملا غیر کارشناسانه داد و حاصل این طرح فقط له شدن تعداد زیادی از خانواده هاست که منبع درامدشان از محل حمل و نقل مسافر و کالا تامین می شود . در هر صورت اتفاق خاصی که باید برای یارانه بنزین در این مملکت می افتاد کژدار مریض در حال رخ دادن است . پی نوشت : احتمالا قالیباف امروز از همه خوشحالتر است زیرا که گریبانگیری دولت توسط معضل بنزین , معضل ترافیک را حل کرده است و در آینده ناوگان حمل و نقل عمومی شهررا بهبود می بخشد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 19:43 توسط مجاهد |
|
|
آرام در سخن چنانکه یک عارف و خروشان در معرکه عمل چنانکه یک مومن . عاشق شهادت بود و بی تاب در جستجوی معشوق . در فضای پرستش همه دل بود و در فضای عرفان همه شور. در میدان حرکت همه پا بود و در دنیا ریا همه هیچ .
از مناجاتهای شهيد بزرگوار: " ترا شكر مي كنم كه از پوچي ها، ناپايداري ها، خوشي ها و قيد و بندها آزادم كردی و مرا در طوفانهای خطرناك حوادث رها ننمودی، و در غوغای حيات، در مبارزه با ظلم و كفر غرقم كردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی... فهميدم كه سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست، بلكه در جنگ و درد و رنج و مصيبت و مبارزه با كفر و ظلم و بالاخره در شهادت است. خدايا ترا شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم. خدايا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در كوير تنهايی انيس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نااميدی، دست مرا گرفتی و كمك كردی... كه هيچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پيش بينی نبود، تو بر دلم الهام كردی و به رضا و توكل مرا مسلح نمودی، و در ميان ابرهای ابهام و در مسيری تاريك مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردی."
راهش پر رهرو باد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:30 توسط مجاهد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روزی از کوچه عیور می کردم بینوایی را دیدم که طلب یاری داشت هیچ نداشتم که به او بدهم کنارش نشستم و تا صبح با او لرزیدم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
یک بام و دو هوا جلوه هایی از نمایش اقتدار اهمیت گربه در مراقبه از مصطفی چمران به علی شریعتی چرا 24 اسفند؟؟؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|