![]() |
![]() |
|
| تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا ساختی |
|
بار دیگر دشمنان اسلام خشت و ساروج حرم امام هادی و امام حسن عسگری (ع ) پایین ریختند . نمی دانم چه گروه سیاسی و یا نظامی ویا فرقه مذهبی پشت این ماجرا قرار گرفته است , اما می دانم که دود این ماجرا اول تو چشم مسلمانان عراق خواهد رفت .
چه نامردانه و چه نا اگاهانه ! نا مردانه از آن جهت که برای از بین بردن امامان عسگریین دست به ترور کور بردند و نا آگاهانه آنکه نمی دانند اگر حرمین مذکور را از صحنه روزگار هم حذف کنند باز از مراتب ارادت شیعیان به این دو امام مظلوم کم نخواهد شد . خطاب به تروریست های احتمالا مذهبی اگر به دنبال حذف امامت هستید راهش این نیست , زیرا که امامت در دل شیعیانست و برای از بین بردنش نیاز به بمبی دارید که دل ها را از بین ببرد و تا تفکر مترقی شیعه در دل ها زنده است امامت نیز زنده است . گوش زدی به اهل ایمان که بمب دل هایمان تفرقه و تندروی است و آنچه که مسلم است این اقدام برای هر فکر آزادی محکوم است . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 13:37 توسط مجاهد |
|
|
کی پای تقدیر لگد به صندلی بختم خواهد زد نمی دانم
و نمی دانم کجا ایستاده ام , به کجا می روم ... اما پروردگارا تسلیم شدم عهد کردم که راضی باشم به رضای تو و هنوز فراموش نکرده ام که بنده ام هنوز شکر می کنم هنوز بهشت و جهنمت را قبول دارم هنوز چشم امید به لطفت دارم هنوز چشم به راهم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 0:1 توسط مجاهد |
|
|
چند موضوع داشتم برای نوشتن
۱- اعلام شمارش معکوس برای نابودی اسراییل از سوی احمدی نژاد ۲- نکته ای از صحبت های هاشمی رفسنجانی در مرقد با موضوعیت ولایت فقیه ۳- گفتگوی سید حسن خمینی با شبکه سه ۴ - طرح حمله نظامی توسط دیک چنی به ایران و دیدار جرج بوش با رضا پهلوی در چک که ناگهان به خبری در خصوص انتظار کبری نجار برای اجرای حد رجم (سنگسار ) برخورد کردم . واقعا تکان دهنده بود اینکه زنی برای حفظ بچه هایش به اجبار شوهر معتادش ناگزیر به تن فروشی می شود . در یکی از این همخوابگی ها مردی که شاید ته مانده ای از وجدان درش لرزشی ایجاد کرد تصمیم به کمک می گیرد . با همکاری زن شوهر به قتل می رسد و پس از آن زن به چهار سال حبس به اتهام شراکت در قتل سه سال حبس به اتهام مخفی کردن جرم و حد رجم به اتهام زنای محصنه محکوم می شود . امسال یازدهمین سالی است که از ماجرای قتل شوهر می گذرد ولی مادر هنوز در انتظار تایید یا لغو حکم سنگسار است نمی دانم چرا بی اختیار نسبت به این موضوع حساس شدم . اما اگر زنای محصنه بخشی از جرمش مربوط به خیانت باشد که علی الظاهر خیانتی در کار نبوده واگر برای تنبیه است که سه بار توبه نامه نوشته است و ابراز پشیمانی کرده است از کردار گذشته اش واگر برای عبرت دیگران است که باید به جای سنگسار زناکار دراین قضیه اعتیاد را به دار کشید و مسله مسله کرد. آنچه که من از حکم سنگسار می دانم این است که راه اثباتش بسیار مشکل است حتی در برابر اعتراف نیز باید مجال فکر کردن داد و در اجرایش بسیار مقررات سخت است . الان حرفم بر مبحث سنگسار نیست می خواهم بگویم اگر حرف کبری نجار بر تن فروشی سند می شود عاجز بودنش در سرپیچی از فرمان شوهرش نیز باید سند گردد. در پایان می دانم که اگر حضرت آیت لله شاهرودی از این ماجرا به درستی مطلع شوند با درایتی که دارند قطعا تصمیمی شایسته اتخاذ می نمایند و من به عنوان یک شهروندی که از انتصابات در ایران ناخشنودم ولی چون در برابر انتصابی مانند ایشان قرار می گیرم قفلی بر دهانم زده می شود به ایشان عرض می کنم که کبری نجار قربانی این جنایت است و خواهش می کنم که مانند موارد گذشته ( جلو گیری از اعدام هواپیما ربا ) با شجاعت تصمیمی عادلانه بگیرند . به امید فردایی بهتر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:17 توسط مجاهد |
|
|
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم که اول ظلم را می دیدم که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین نه گوش از بهر استغفار این بیدادگر ها تیز کرده برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان تا که می دیدم عزیز نابجایی ,ناز بر یک نا روا گردیده خواری می فروشد که می دیدم مشوش عارف و عامی زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم کش .......................................................................... در ادمه مطلب شعری از معینی کرمانشاهی آمده است من خودم برداشتی متناسب با اوضاع کنونی جامعه دارم شما نیز نظر دهید و بنده را یاری فرمایید .........................
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 20:31 توسط مجاهد |
|
|
ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم / محتاج عطا و کرم فاطمه ایم
عمریست که از داغ غمش سوخته ایم / دلسوخته عمر کم فاطمه ایم ........................................................................ ای کاش مدینه در و دیوار نداشت / ای کاش فدک این همه اسرار نداشت فریاد دل محسن زهرا این بود / ای کاش در خانه مسمار نداشت .................................................................... می خواستم شهادت دخت نبی اکرم اسلام / همسر امام اول شیعیان و مادر حسنین را تسلیت بگویم اما یاد کلام معلم شهید شریعتی افتادم که می گوید فاطمه بیشتر از همه این القاب فاطمه است پس شهادت فاطمه اطهر بی بی دو عالم را بر همه دوستداران با سعادت ایشان تسلیت عرض می نمایم . التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:25 توسط مجاهد |
|
|
کجایید ای شهیدان خدایی ؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 23:4 توسط مجاهد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روزی از کوچه عیور می کردم بینوایی را دیدم که طلب یاری داشت هیچ نداشتم که به او بدهم کنارش نشستم و تا صبح با او لرزیدم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
یک بام و دو هوا جلوه هایی از نمایش اقتدار اهمیت گربه در مراقبه از مصطفی چمران به علی شریعتی چرا 24 اسفند؟؟؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|