![]() |
![]() |
|
| تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا ساختی |
|
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
"حسین عسگری" دوست و برادر عزیزم راهی را رفت که همه ما روزی باید برویم. خدا کند مثل او سبک بپریم. حسین جان تولدت مبارک... پروازت را جشن می گیریم،جشنی به بلندای پروازت و به دنبالت اشک می ریزیم به پاکی و سادگی تمام دلت .... روحت شاد و یادت همیشه برای ما زنده. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 14:11 توسط مجاهد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روزی از کوچه عیور می کردم بینوایی را دیدم که طلب یاری داشت هیچ نداشتم که به او بدهم کنارش نشستم و تا صبح با او لرزیدم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
یک بام و دو هوا جلوه هایی از نمایش اقتدار اهمیت گربه در مراقبه از مصطفی چمران به علی شریعتی چرا 24 اسفند؟؟؟ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|